نيروانا جاننيروانا جان، تا این لحظه: 9 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

نيرواناي عزيز ما

طفلکی دختریَم

1390/1/14 9:45
نویسنده : مامان فريبا
6,202 بازدید
اشتراک گذاری

پست قشنگی نخواهد بود ولی برای عذرخواهی می نویسم نازنین. جمعه شب که نزدیکیای خوابت بود طبق معمول به هم ریخته بودی همینجور دنبالم میومدی و غر میزدی. من تحویلت نگرفتم و رفتم سر انباری یه چیزی بذارم اونجا که دنبالم اومدی. هنوز که راه رفتنت استوار نشده عزیزم یهو افتادی رو گوشه ی فرش لوله شده و مثل اینکه رو دایو استخر پریده باشی شیرجه زدی رو موکت. الهی بگردم که دماغ خوشکلت به خاک مالیده شد و خراشید و حالا دیدن لحظه به لحظه ی جای قهوه ایش دلم رو آب میکنه و وجدانم رو می آزاره. ببخش دختری. ببخش طفلک معصوم. کوچکیهایم را به بزرگی روحت ببخش. مامانت خیلی زمینی شده فرشته ی آسمونی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان عسل و آریا
14 فروردین 90 14:16
آخی.عزیزدلم.انشالله که خوب میشه گل دختر نازمون و دوباره شاد میشه.بوس برای نیروانا جونم


ممنون، به لطف و دعاي شما. دستتونو ميبوسم.

خاله نجمه
17 فروردین 90 9:14
سلاااااااااااااااااااااااااااام
قربون نيروانا ي گل برم چقدر خوشحال شدم كه عكس عزيزشو ديدم و بيشتر خوشحال شدم از اينكه اين وبلاگ رو راه انداختي چون حالا كه من اين شانسو ندارم از نزديك و زود به زود ببينمش اينجوري خبر شيرين كارياشو داشته باشم وقتي هنوز پاشو به اين دنيا نگذاشته بود همش فكر مي كردم اگه بياد چقدر ميتونم باهاش باشم بوسش كنم باهاش بازي كنم اما روزگاره ديكه ولي اين اينترنت دوست داشتني بازم ماها رو نزديك كرد
خيلي بنويس بيشتر عكس بذار ويدئو تاتا شو نتونستم باز كنم ولي كلي حال كردم از هر پستي كه در موردش نوشته بودي از مامان نيروانا هم بنويس
عزيزم چقدر نازه با اون مامان باباي گلش بايدم دختر باهوشي باشه
دوست دارم دوستش دارم كلي بوسسسسسسسسسسسس


سلام نجمه ي عزيزم كه خيلي دوسِت دارم،
اول اين همه تأخير منو تو تأييد نظر و پاسخ ببخش. خيلي شرمنده ام.
... هميشه روزگار اونطور كه فكر ميكني پيش نميره. مهم اينه كه هر جور پيش بره دلامون رو نمي تونه هرجا خواست ببره. گوشه گوشه ي دلهاي ما پر از يادگاريهاييه كه از عزيزانمون گرفتيم و در ازاش تيكه هاي دلمون رو داديم. محبت و عشقت تو دل من هميشه زنده است حتي اگه دير به دير ببينمت. اين مهر از خون من به نيروانا رسيده. اونم عكست رو ميشناسه و خيلي وقتها كه براي سرگرم كردنش عكسهاي روي گوشيم رو بهش نشون ميدم هي گير ميده "نجه، نجه (نجمه)" و من و اون با هم ميشينيم و به عكست خيره ميشيم. نميدونم تو ذهن نيروانا چي ميگذره ولي براي من خاطرات زيادي زنده ميشه. الهي هرجا هستي مثل هميشه شاد و شاديبخش باشي. خيلي خوشحالم كه دست نوشته ات ميبينم و ممنون اينترنت مثل تو. خيلي ميبوسمت. به خانواده ي عزيزت سلام و مهر منو بسون. به اميد ديدار هر چه زودتر خاله ي جون جون نيروانا