نيرواناي عزيز ما

خاطرات زميني

تولد خواهر برادرانه

1394/10/11 9:37
نویسنده : مامان فريبا
9,669 بازدید
اشتراک گذاری

درسته که تولدت رو حسابی توی مهد جشن گرفتیم و خوش بودیم اما نمیشد که یک سالگی داداش اهورا  بدون هیچ جشنی برگزار بشه، میشد!؟ 

این بود که یه جشن تولد خواهر برادرانه هم خونه ی پدری و با حضور همه ی خاندان آقاجون (روحش شاد) برگزار کردیم. دوست داشتم جشنتون شب یلدا باشه ولی خب چون همه اون شب نمیتونستن حضور داشته باشن انداختیمش شب تولد پیامبر با این متن دعوت:

" برای فرزندان پاییزی مان در ابتدای چله ی سپید زمستان،جشنی به سبزی بهار و سرخی تابستان برپامیداریم، به فرخندگی میلاد مسیح و محمد (ص).

شما هم دعوتید که شادمانی مان را دوچندان سازید.

وعده ی ما، دوشنبه 7 دی ماه 94، از ساعت 6، خانه ی پدری"

با وجود محدود بودن فرصتام و بسته بودن دستم برای انجام خیلی از کارایی که سالهای پیش انجام میدادم بازم جشن خیلی خوبی از کار دراومد و حس میکنم به همه خوش گذشت. 

خدا رو شکر کارناوال تولدهای امسالت هم به خوبی و خوشی به سرمنزل مقصود رسید. الهی که هر لحظه در حال نو شدن باشی دخترک پراحساسم.

پسندها (3)
نظرات (2) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان زينب
26 دی 94 10:37
قربونت برم من نيروانام. خدا حفظتون كنه برا فريبام. دوستون داريم و دلمون براتون يه ذره شده.
مامان فريبا
پاسخ
خدا نکنه خاله زینبم، کی باشه ببینیمتون. مام خیلی زیااااااد دلتنگیم.
سولماز
26 دی 94 20:03
وووای فریبایی عزیزن تولد دو فرشته ات مبارک دوست خوبم روزگارتون به شادی وسلامتی
مامان فريبا
پاسخ
ممنونم سولماز عزیزم. روزگار تو و سه تا فرشته ی گلت هم به شادی و تندرستی هر چه بیشتر
1