نيروانا جاننيروانا جان، تا این لحظه 9 سال و 17 روز سن دارد

نيرواناي عزيز ما

میذاری همه ی عروسکاتو واسه ی ما

1392/7/29 10:33
نویسنده : مامان فريبا
3,293 بازدید
اشتراک گذاری

- مامانی من بزرگ شدم با کی عروسی کنم؟

- نمیدونم عزیزم، باید بزرگ بشی خودت انتخاب کنی، تصمیم بگیری.

- من میخوام با ... عروسی کنم.

------------------------------------------------------------

- آقاجون من بزرگ شدم میخوام با ... عروسی کنم.

- حالا این ... کی هست؟ متفکر

- پسرِ ...

- [کاملاً غیرتمندانه!] به به به، چشمم روشن! من باید حتماً این ... رو ببینم.

------------------------------------------------------------

- مامانی میشه ... بابای حنا باشه؟

- حنا کیه دخترم؟

- دخترم.

- !!!

------------------------------------------------------------

شاید بخاطر شناختی که کم کم از خودت و جنسیت خودت داری پیدا میکنی ذهنت درگیر شده.

من که میگم بابای حنا باید خیلی بزرگ باشه که توی این سه نقطه جابگیره دخترم. اهلیِ کسی باش که تو رو به گل سرخت برسونه شازده کوچولوی من!

این روزا پروژه ی "من منحصر بفرد هستم" توی مهدتون کلید خورده. خوشحالم که اول از همه داری سعی میکنی خودت رو خوب بشناسی.

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (33) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
زینب
29 مهر 92 10:27
عزیزم!!!!!... قربون اون عروس کوچولوی ناز بشم...

قررررربونت برم خاله جونم
مامان روانشناس
29 مهر 92 11:15
سلام دوست عزیز
خوشحالم که کودکی نازنینت خوب شکل گرفته و خوشحال تر برای وجود پر شور و نشاط خودت

سلام عزیزم. افتخار میدی ما رو میخونی. نظر مهر تو برام خیلی با ارزشه چون هم دوستمی و هم یه روانشناس نازنین. بهم دلگرمیِ زیادی میدی عزیزم. بسیار سپاسگزارتم همیشه برای همه ی مامانا و بچه ها دعا کن
مهسا مامان نورا
29 مهر 92 14:14
عسیسم فدای نیروانا عروسک خودم تو خودت از همین الان عروسی عزیزکم


فدات شم مهساجون. تو لطف داری. فدای نورا جان.
تو فکرت هست ها، از یاد نبردمت دوستم
جیران بخشنده
29 مهر 92 14:27
تو خوشگل ترین عروس دنیا میشی


ممنونم جیران عزیزم. نه بهتر از تو دوست خوب ما و البته خوشبخت ترین به لطف پروردگار، هر دوتون و همه ی دختران و پسران
عمو حمید اسبانیییی
29 مهر 92 15:00
ای پیسر گلی مگه من این ... نبینم جفتتون و باهم می خورم خوشمزه ها حلا این ... کی هسسسسست

عموجونم تو هم غیرتمندانه شدی الان!
من که گوشتی ندارم ولی اون ...
لی لی مامی آرشیدا
29 مهر 92 16:39
ای جووووونم خیلی بامزه دوست دارن عروس بشنمامان فریبا ماحتی بایدخوندن خطبه عقدم اجراکنیم(حتماشماهم تجربه دارین!!!)عاشقتم نیرواناعروس...

جدی میگی!!! نه بابا مال شما خیلی غلیظ تره. نیروانا بچه م هنوز از عقد و مقد چیزی حالیش نیست. آخه این چندجایی که اخیراً رفتیم یا فقط مجلس عروسی بوده یا حین عقد، بچه م مشغول بازی و بدو بدو بوده و چیزی دستگیرش نشده. فقط عروس و دوماد میشناسه
فدای آرشیدای نازم
الهه مامان یسنا
29 مهر 92 23:35
ای جونممممم
خوشمزه!!! خوب به سلامتی پس شازده کوچولومون قراره عروس بشه. ببوسش هزارتا

آره الهه جون تازه کجاشو دیدی. میگه من ازدواج کنم دیگه از شما جدا میشم میرم خونه ی خودمون! )
〰〰مامان تسنيم سادات〰〰
30 مهر 92 0:45
شما يه پله از ما جلوترى خانم
حداقل اسم نوه ات رو مى دونى ...!!

جونم به این دلگرمیت. خیلی بامزه بود. راس میگیا
حنانه
30 مهر 92 1:35
سلام
ماشالا چه حرفایی می گه این دختر ناز شما ایشالا یه روز عروسیش

سلام عزیزم، گمونم جهش کلامی و فکری ایه که همه ی بچه ها ازش برخوردارن توی این دوره و زمونه. شیرینیای بچه های دوستان رو که در جریانی حنانه جون. فدات
ایشالا عروسی شما دوست نازنینم