نيرواناي عزيز ما

خاطرات زميني

کی، کیِ کی؟

1392/6/25 11:27
نویسنده : مامان فريبا
5,223 بازدید
اشتراک گذاری

در راستای کاوشهای خویشاوندی و کشف نسبتها که این روزا سخت پی گیرش هستی شنیده م که از بابایی پرسیدی:

بابا تو چکاره ی مامان بزرگی میشی؟

و بابا جواب داده:

دومادشون

و تو با شگفتی هر چه تمام تر در اومدی که:

ولی مامان بزرگی که عروست نیست، مامان عروسته!

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (17) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
نیلوفرآبی
25 شهریور 92 11:44
عزیزم


قربونت خاله فریده جونم
مامان بردیا
25 شهریور 92 13:15
باز هم پرنسس خانم از اون جمله ها تحویل داده که رو دستت میمونه ونمی دونی باید چیکارش کنی... راستش تا الان اینجوری به قضیه نگاه نکرده بودم... راست میگه بچه...


خداییش مام نفهمیدیم هنوز چی باید جوابشو بدیم
لی لی مامی آرشیدا
25 شهریور 92 16:15
ای جان نیروانای عزیزم.کلی خندیدم


نوش جونتون خاله. همیشه شاد باشین
☁☀☁ مامان تسنيم سادات
25 شهریور 92 16:52
خيلى بامزه بود نيرواناجان


قربون شما خاله جون
مامان آناهيتا
26 شهریور 92 7:09
دلم يه جوري شد بامزه من. عاشقتم.


خاله جون شما خودِ عشقین
الهه مامان یسنا
26 شهریور 92 10:34

جونم عزیز دلم . یسنا هنوز فکر میکنه من مامان باباشم!!!


ای جونم به یسنا. فدای معصومیتش
مامان آرشين
26 شهریور 92 12:39
امان از اين فسقليايه ماچ گنده از طرف خاله فرناز


ماچت رسید خاله فرناز. قربونت. برای شما و آرشینم
مهسا مامان نورا
26 شهریور 92 13:06
عزیزمی


قربون شما
ღ مامانِ آینده یه فسقـِــلی ღ
26 شهریور 92 14:16
حالا مامان عروسشه؟


شبش از من برعکسِ رابطه رو پرسید یعنی اینجوری:
مامان آقاجون چکاره ی بابایی میشه. منم گفتم پدرخانومش چون من خانومِ بابایی هستم و آقاجون هم پدر یا بابای منه.
رفت توی فکر. به نظرم ماجرا رو گرفته حتماً
سعیده مامان آرتین (شازده کوچولو)
27 شهریور 92 12:37
واقعا آدم میمونه چطوری جواب بچه ها رو بده که درست متوجه بشن.


جداً همینطوره عزیزم