نيروانا جاننيروانا جان، تا این لحظه 9 سال و 6 ماه و 16 روز سن دارد

نيرواناي عزيز ما

سینی مزه !

1391/11/2 22:31
نویسنده : مامان فريبا
5,302 بازدید
اشتراک گذاری

توی بغلم بودی و داشتیم با هم سالاد میخوردیم، خونه ی خاله شهلا. کاهوها از زیر چنگال لیز میخوردن و من دنبالشون چنگال رو اینور اونور بشقاب فرو میکردم. یهو دراومدی که:

"کاهوها از چنگال فرار میکنن، فکر میکنن هیولاست!"

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

طناب پارچه ای رو گاز گرفتی طوری که دو طرفش از دو طرف دهنت آویزون بشه. بعد در حالیکه نمیتونی همچین درست با دندونای قفل شده و دهن بسته حرف بزنی میگی :

"مامان، بگو وای چه سیبیلای بلندی داری!"

(اندر محاسنِ داشتن بابایِ عشق سیبیل و رقابت با وی)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اومدی درِ دستشویی و در حالیکه من دارم دستامو میشورم اُرگت رو بهم نشون میدی و میگی مامان، بابایی درستش کرد. میگم آره میدونم ولی باتری نداره که کار کنه. میگی:

"آهان، از اون لحاظ!"

(از اون لحاظ گفتنت از این لحظه شروع شد و همچنان ادامه داره، چنان بجا که میخکوبشم؛ تازه اپیدمیِ پَ نَ پَ به تو هم رسیده، هر چند دیگه از سر خیلیا افتاده، البته خیلی از پ ن پ هات نامربوطه، ما ولی میذوقیم از این خوشمزگیات)

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به خاله شیرین میگی خاله بابای شما چند سالشه!؟ خاله میگه شصت سال. میگی:

"اووووََََ ، چقدر گِرون!!!!"

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پیر شی ننه که از حالا گرونی!

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
نظرات (40)
الهه مامان یسنا
2 بهمن 91 23:19
ای جان چه قدر بامزه گفته اووووووووووووووووو چقدر گرون

هورااااااا، بازم مثل همیشه، الهه برنده میشه
ستاره زمینی
3 بهمن 91 0:00
ای جانم گل دخملی............
از کدام لحاظ.........

ممنونم عزيزم
از لحاظ عاشقيَت
ستاره زمینی
3 بهمن 91 0:00

تقدیم به دختر گل


گلي، بانو ! ريحانه م رو ببوس
ویدا
3 بهمن 91 0:16



مامان مینا
3 بهمن 91 1:56
ای جونم چه بامزه..
حسابی حال میکنی هاااااا با این دختر خوشمزه ت....
بیا بهم سر بزن حسابی آپم

قربونت، آره ديگه مزه ميزنيم به بدن و بعضي وقتام كه ترش ميكنه برامونم به جون ميخريم. عشق فكر كنم يعني همين!
زینب
3 بهمن 91 7:26
عزیزم ... سبز باشی و خوشمزه همیشه!!!!!!!!!


فداي خاله جونم. ديانام خوبه؟ ببوسينش
مامان خورشيد
3 بهمن 91 7:55
من الان دارم مانيتور و گاز مي زنم. منم نيروانا مي خوام.


فدات خاله، يه سيني مزه ي بينهايت خوشمزه بغل دستتون هست خب،‌اونو گاز بزنين،‌ حيف اون دندوناي خوشگلتون نيست. ماهين با خورشيدتون
سارا مامان آرام
3 بهمن 91 10:02
چه بلایی شدی نیروانا خانوم
از اون لحااااااااظ



این مدت خیلی گرفتار بودم ، غیبتم رو ببخش دوست خوبم


فربون محبتت از همه لحاظ
فدات مهربونم، ‌تو بايد ما رو ببخشي كه نميتونيم تو وبلاگت نظر بذاريم ولي ميخونيمت همواره. شديم خواننده ي خاموشت عزيزم.
آراممون رو ببوس حسابي.
گنشكك اشي مشي
3 بهمن 91 12:05
سلام من و گنجشككم به تو و گنجشككت و نوشته هاي خوشايند و خواندني ات...
بوسه و مهر

درود ما به هر گلي كه صبحدم به بوسه باز ميشود. به تو به گنجشكك اشي مشي
سارا مامان مايا
3 بهمن 91 12:23
جانمممممممممممم چقدر بامزه ...فريبا جون شانس مياره نيروانا كه جلوي خودتو ميگيري و يه لقمه چربش نميكني و هلو هلو !!!زنده باشه الهييييييييييي ...خدايا شكرت بابت اين روزهاي خوب.
فريبا جونم ممنونم از محبتت عزيز دلم.بله امروز تولد مايا بانوي منه .همين الان اپ كردم وبلاگشو ...بوسسسسسسسسس

فدات، بيشترين صدمه اي كه ميبينه چلونده شدنه،‌اونم چون من ميترسم اذيت بشه هي رعايتش رو ميكنم. واقعاً‌ شانس داره
ممنون از خدا براي داشتن شما دوست خوبم و مايابانوي متولد
ممنونم از توجهت عزيزم.

مطالب پیشنهادی از سراسر وب