نيروانا جاننيروانا جان، تا این لحظه 9 سال و 6 ماه و 16 روز سن دارد

نيرواناي عزيز ما

روزايي كه عمر ِ آدم حساب نميشن

1391/10/27 14:11
نویسنده : مامان فريبا
5,287 بازدید
اشتراک گذاری

قرار بود تعطيلات هفته اي كه گذشت رو بريم شيراز ولي قسمتمون به يه شاديِ ديگه اي رقم خورده بود. بيشتر از اين چيزي نميتونم بنويسم. تو خود حديث مفصل بخوان از اين تصاوير:


 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
نظرات (51)
مامان تسنیم سادات
27 دی 91 14:37

قیافه من هر چی عکسها پایینتر میرفت بیشتر متعجب میشد ....... تا روی عکس آخر دیگه خشکم زد ......
اونوقت این دخملی شیطون لابه لای نقاشا چی کار میکنه ......
نخودچی بادوم زمینی پسته ....
اونوقت اون باغ به اون قشنگی کجاست ....؟؟؟؟؟؟
اتاق نیرواناست ......
خوبه دیگه اتاقش همیشه خورشید داره .....
دیگه شبها هم میتونه ببینه خورشید از پشت کوهها میاد بیرون .....
واقعا جالب بود عکسها مامانی .....
مخصوصا وجود یک عدد نخودچی به نام نیروانا وسط هر عکس ....


قربون قیافهی متعجبت برم من عزیزم. اینجا اتاق یه نی نیه که قراره دوست نیروانا باشه. البته اتاق خودشم یه خورشید داره از اینم گنده تر. اتاقش همیشه روز آفتابیه
ممنونم از نگاه و نظر پرمهرت. میبوسمت عزیزم
مامان سانای
27 دی 91 15:19
سلام
باز هنرنمایی بابای نیروانا .
دستتون درد نکنه عجب اتاقی براش درست کردین .
خوش به حالت نیروانا جون که همچی بابا و مامان هنرمند و با ذوق داری قدرشون را بدون عزیزم.

لطف داری عزیزم. ممنونم از محبتت. اینجا قراره اتاق دوست نیروانا باشه عزیزم. من و نیروانا باید قدر دوستا و خاله های مهربونی چون شما رو بدونیم عزیزم. ببوس سانای نازنینم رو
مامان زهرا دختر دوست داشتنی
27 دی 91 15:38
فکر کنم اتاق نیروانا جون را درست کردید

امیدوارم مبارک باشه
دست همگی درد نکنه ...خیلی با روحیه و زیبا شده

فدای نگاه قشنگت. نه عزیزم. اتاقنیروانا رو که یادته. سرهمین مسابقه ی اتاق کودک من با هم دوست شدیم یادته
این اتاق یه نی نیه که قراره دوستِ نیروانا باشه. میبوسمت و زود خدمت میرسم
الناز مامان بنیا
27 دی 91 15:43
چه اتاق نازی

ناز میبینی عزیزم بنیا رو ببوس
مامان امیرحسین
27 دی 91 16:04
خدااای من خیلی جالبه.
نیروانای عزیزم با اجازه لینکتون می کنم.

قربون محبتت عزیزم. باعث افتخاره. منم با کمال عشق به جمع دوستای عزیزم میپیوندمتون. بوس برای مامان و امیرحسین
مرجان مامان آران
27 دی 91 18:25
واییییییییییییی چه قشنگهههههههه

قشنگی عزیزم مرسی
مامان نیایش
27 دی 91 20:35
نیایش میگه نیروانا خودش رو لوس کرده اینجوری کردهراجع به همین عکس اول میگه
قربون نیروانام بشم که اینقدر ژستای با مزه گرفته
خانمی میگم یه کمی زیادی توقع نداری که خودمون شرح مفصل بخوانیم از این تصاویر خیلی خیلی زیبا و هیجان انگیز؟؟
عزیزم هر جا که بوده هنر نمایی زیبایی کردید دوباره دست مریزاد


جونم به نیایشم که اینقدر دقیقه. نیروانام همیشه با دقت به عکسا و حالات نیایش توی عکس نگاه میکنه وبرداشتش رو میگه. ببخش که اینقدر پرتوقعی کردم عزیزم. گفتم شاید مامان و بابای نی نی زیاد دوست نداشته باشن توضیح بدم. همینقدر بگم اتاق نی نی دوستامونه که خیلی برامون عزیزن.
ممنونم از لطف و نگاه قشنگت نیایشم رو ببوس

مامان نیایش
27 دی 91 20:36
خوش به حال بچه ای که توی این دشت زیبا قراره زندگی کنههمه روز هاتون شاد و عمرتون با برکت

خوش بحال ما که شما رو داریم. نور باشین عزیزم

مامان پارمیس
27 دی 91 21:50
الهی فدای این دختر زیبا و دوست داشتنی بشم. فریبا جون عکس اول و آخرش خیلی زیباست. هر چی نگاشون میکنم سیر نمیشم.
خدایا بابایی مهربون و هنرمندو نگهدار باش و همیشه سلامت بدارش.
اتاق نیروانا که نیست. یادمه اتاق نیروانا جون نقاشی شده بود. خوش به حال هر نی نی ای که این اتاق مال اونه. دوستون دارم و از دیدن عکساتون جون میگیرم.

فدای محبتت عزیزم. خدا چشمای قشنگت رو نگه داره و دل مهربونت رو گرم.
آره عزیزم درست حدس زدی، اتاق دوست نیرواناست. منم از نظرات پرمهر و محبتت همیشه جون میگیرم. خدا کنه بتونم لطفت رو پاسخ درخور بدم همیشه. میبوسمتون با پارمیسم

نسترن(مامان نیروانا)
27 دی 91 22:02
وای خدا چه عکسای خوشگلی...دلم براتون خیلی تنگ شده بود...اومدم یک دل سیر عکسای خوشگلتو دیدم و جون گرفتم....همیشه شاد باشین گلای من

وای نسترن عزیزم، خوبی؟ خوشگل میبینی قشنگم. مرسی از محبتت. تو هم همیشه شاد باشی در کنار نیروانای گلم و همسری مهربون. زود میام خونه تون که دلم براتون تنگ شده حسابی

مطالب پیشنهادی از سراسر وب