نيروانا جاننيروانا جان، تا این لحظه 9 سال و 17 روز سن دارد

نيرواناي عزيز ما

گزارش پروژه

قابل توجه دوستاي عزيزم كه منتظر نتيجه ي پست هاي وقتي كوچولو بودم ...  و گزينه ي چندم؟ هستن و خودت كه بعدها قراره در جريان اين پروژه ها قرار بگيري: پروژه ي دستشويي همچين آروم و كَجدار و مريز در جريانه. هر وقت عشقت بكشه ميگي و برچسبشم جايزه ميگيري و هر دومون حالشو ميبريم. هيچ اصراري هم نميكنم كه حتماً‌ خبرم كني. خوشحالم كه به اين درك رسيدي كه از قبل بهم بگي و اون وقتي هم كه از دستت در ميره بخاطر سرگرميت به بازي و تي وي ه. بس كه بازيگوشي جيگرگوشه! فقط به نظرم همچنان به كمك شورتهاي آموزشي اونم با قابليت جذب بالا نيازه تا در فضايي آرام و بدون تنش به پيروزي برسيم. كه يعني بازم سرمايه گذاري و گشتن توي سايت و مغازه ها بدنبال تأمين آ...
23 مرداد 1391

پولدوست كوچك

يه چيزي بگم، نميدونم چرا اينقدر پولكي شدي آخه. برا من كه عين چركِ كفِ دست با پول برخورد ميكنم واقعاً جالبه بدونم دليل اين علاقه ت به پول چيه. يه چيز خيلي جالبتر اينكه از بين صدتومني و هزارتومني و دو هزار تومني و چك پول دقيقاً همون چك پول رو انتخاب ميكني!!! چند وقتيه كه دست من و بابايي و هر كس ديگه كه پول ميبيني اختيار از كف ميدي و بعضي وقتا كارايي ميكني كه آدم رو جلوي بقيه سكه ي يه پول ميكنه؛ نمونه ش امروز ظهر بود كه با هم رفتيم بانك و من بعد از يه مدت خيلي طولاني - كه همه ي نقل و انتقال پول و خريد و كلاً كارهاي بانكي رو اينترنتي انجام ميدم - مجبور شدم پول نقد از بانك بگيرم. نوبتم كه شد رفتم به باجه ي موردنظر و تو هم بدو از صندلي ...
22 مرداد 1391

خودگويه هاي فيلسوفانه

رفته بودم توي نَخِت كه برا خودت روي پشتي اي كه زمين انداخته بوديش دراز كشيده بودي و همينجور كه دستت روي صورت و توي دهنت مشغول پيمايش بود و نگاهت روي قاب عكساي ديوار، با خودت مشغول گفتگو بودي: "مامان عروسه، بابا دوماد بابا دوماده، مامان عروس عروس و دوماد با هم زندگي ميكنن." خيلي خودم رو كنترل كردم كه توي حالت نپرم فيلسوف كوچولو،! خيلي ...
14 مرداد 1391

يه كم داغ

امروز ظهر ميخواستي بري سي دي رو عوض كني روي دستگاه، شروع كردي با سرِ پنجه راه رفتن و سرت رو به اين طرف اونطرف تكون دادن كه مثلاً داري عشوه ميايي و گفتي : "مامان،‌ خانوم شدم" !!!! دلم ميخواد اين افاضاتت رو همينجور يهويي و خلاصه بگم تا يادم نره. دلم نميخواد هي بگم بامزه اي، بامزه اي. ميخوام خودت مزه ش رو بفهمي بعدها  ...
8 مرداد 1391