نيروانا جاننيروانا جان، تا این لحظه 9 سال و 17 روز سن دارد

نيرواناي عزيز ما

تولد خواهر برادرانه

درسته که تولدت رو حسابی توی مهد جشن گرفتیم و خوش بودیم اما نمیشد که یک سالگی داداش اهورا  بدون هیچ جشنی برگزار بشه، میشد!؟  این بود که یه جشن تولد خواهر برادرانه هم خونه ی پدری و با حضور همه ی خاندان آقاجون (روحش شاد) برگزار کردیم. دوست داشتم جشنتون شب یلدا باشه ولی خب چون همه اون شب نمیتونستن حضور داشته باشن انداختیمش شب تولد پیامبر با این متن دعوت: " برای فرزندان پاییزی مان در ابتدای چله ی سپید زمستان،جشنی به سبزی بهار و سرخی تابستان برپامیداریم، به فرخندگی میلاد مسیح و محمد (ص). شما هم دعوتید که شادمانی مان را دوچندان سازید. وعده ی ما، دوشنبه 7 دی ماه 94، از ساعت 6، خانه ی پدری" با وجود محدود بودن فرصت...
11 دی 1394

تولد شاهانه

مثل همیشه تب  و تابم که برای تولدت چه کنم و چه نکنم آرومم نمیذاشت. امسال داداشی  هم به قضیه اضافه شده بود و دلم میخواست کاری کنم کارِستون. از طرفی قانون تولدای مهد هم تغییر کرده بود و بجای هر هفته پنجشنبه ها، شده بود آخر هر ماه که حالا هر تعداد که متولدین اون ماه بودن دسته جمعی. از سالهای پیش یادم بود که متولدین آذر کلاستون کیا بودن. اواخر آبان که با مامان آتمین صحبت کردم متوجه شدم آتمین 30 آبانه ولی دیر شده بود که آخر آبان تولد بگیریم و با هفته ی اول آذر هم موافقت نشد. این بود که قرار شد تا پایان آذر صبر کنیم. یه کم توی ذوقمون خورده بود و این قانون جدید مهد به نظر برای این تعبیه شده بود که کم کم برنامه ی تولد کمرنگ بشه. آخه تولد...
10 دی 1394
1