نيروانا جاننيروانا جان، تا این لحظه 9 سال و 17 روز سن دارد

نيرواناي عزيز ما

جشن ۱۰۰ روز

از مهرآیین امسال کمتر وقت کردم بنویسم, از ماجراهای تو و مهدکودک کم نظیرت. اما این یکی رو واقعا حیفه ننویسم. یه سنت نمیدونم چند ساله دارن که هر سال یکصدمین روز حضورتون توی مهد رو یه جشن مفصل میگیرن با مشارکت مادر پدرا و مربیا و خودتون و ... خلاصه کلی هم ازش میگن که توی خاطرتون بمونه. بیشتر از یه هفته ست که داری همه ش از این جشن میگی. نمیدونم چه جوری حساب کتاب کردن ولی هر چی هست فردا برای کلاس شما نوبت جشنه. پریروز با این سوغاتیا از مهد برگشتی: و یه شعر زیبا که در ادامه مطلب برات مینویسمش چون عکسش ممکنه خوانا نیفته. خلاصه که منم خیلی دلم میخواست توی جشنتون حضور فعال داشته باشم. وقتی دیدم مهلاجون برام تهیه ی دسر جشن رو درنظر گرفته کلی خ...
14 بهمن 1393

دو ماه و شصت

فکر نکنی حساب روز و ماه از دستم رفته, نه عزیزدلم, حسابشو دارم ولی نوشتنم دیر به دیر شده و خودتم دلیلشو خوب میدونی. امروز شصت و دو ماهه شدی و من با هر نگاهی که به داداش اهورا میکنم حس میکنم تو چقدر بزرگ شدی. بعضی وقتا کارایی میکنی که واقعا یادم میره تو فقط پنج سالته و همینم هست که همیشه ازت توقع رفتارهای معقولانه و کاملا حساب شده ی آدم بزرگانه دارم. منو ببخش دخترکم. تو هنوز غرق دنیای عروسکاتی و چقدر لذتبخشه یواشکی گوش کردن به نمایشهای جورواجوری که با انواع و اقسام چیزا از عروسکات گرفته تا برچسبا و اشیای کوچیک و بزرگ خلق میکنی. چقدر شیرینه محو نگاه کردنت شدن وقتی با جسارت و مهارت تمام به اندک زمانی یه نقاشی پر از حس و رنگ می آفرینی. ام...
11 بهمن 1393

قابل تأمل

درسته که خواهر مهربون تمام عیاری هستی ولی گاهی حرفایی که یهویی میگی آدم رو به تأمل وامیداره که حسابی زیر ذره بین مقایسه گر تو هستیم و باید خیلی حواسمون رو جمع کنیم عزیزدلم: - یه روز اوایلی که اهورا دنیا اومده بود داشتم باهاش حرف می زدم و بازی بازی می کردم که ورداشتی گفتی: چطور مامان حالا حوصله داری با اهورا بازی کنی اما حوصله نداری با من باربی بازی کنی. - یا یه بار که باهات تند حرف زدم (و شرمنده م که این روزا این اتفاق زیاد میفته) دراومدی که چرا با اهورا محترمانه صحبت میکنین ولی منو دعوا میکنین! - و دیروز که باز بهت سر انجام دادن یه کاری گیر دادم و از دستم کلافه شدی گفتی یا باید اون کار رو بکنم (یادم نیست چی بود) یا اهورا رو میزنم! ...
8 بهمن 1393
1